وبسایت روزنوشت های محمد یوسفی آرامش

معلم کوچک زندگی و ارتباطات

آخرین امپراطور ( غمگین ترین امپراطور دنیا )


آخرین امپراطور 

بررسی زندگی آخرین امپراطور چین در خلل جنگ های جهانی 


در طی سالیان گذشته، جنگ های جهانی اول و دوم ، دو موضوع مهم مطالعاتی برای من بوده اند. سعی کردم که در این رابطه زیاد بخوانم و مهم تر آن که اکثریت فیلم های موجود در این حوزه را دیده ام. اکثریت فیلم هایی که به شهرت رسیدند، ساخت متفقین بوده اند. طبیعی است که پیروز میدان همواره از افتخارات خود و چرایی جان دادن سربازانش سخن خواهد گفت، و بازنده برای همیشه در لاک سکوت و خودخوری فرو خواهد رفت.  


از تمامی آثار تاریخی ای که دیده ام، محصول مشترکی از انگلیس و چین به نام آخرین امپراطور  وجود دارد که مرا به وجد می آورد. این شاهکار که بارها جوایز  اسکار را از آن خود کرده، به بررسی زندگی پو یی، آخرین امپراطور چین و اقدامات او در جنگ های جهانی می پردازد. 


چین را دوست دارم، چین همیشه برای من مظهر بزرگی از تلاش، ظلم و بدبختی و بزرگی بوده است. چینی ها در تاریخ همیشه بیش از هر تمدنی در دنیا شمن باور بو ده اند. و چه بسیار  پادشاهانی که به دلیل شمن باوری مردم، تاج و تخت خود را بر باد داده اند. برایم نوشتن از چین سخت است، مثل کودکی که  بادبادکی در دست دارد و در ساحل می دود در پوست خودم نمی گنجم. نمی دانم که از هی شوانگ تی و سربازان بلوری اش بگویم یا از تمدن بزرگ چو، از رود زندگی آفرین زرد، و یا از حکومت شانگ که به دلیل طوفان های بسیار دودمان خود را بر باد دادند. شاید هم از جنگ های تریاک و روباه پیر بریتانیا که چین را پانصد سال به عقب راند !  همه چین برای من جذاب است. اما در این میان نوشتن از سلسله های چینگ و مانچو، و سقوط امپراطوری در چین،همیشه برایم لذت بخش تر بوده و از دیدن و خواندن درباره پایان امپراطوری در چین به وجد آمده ام. 










چه شد که چین دیگر رنگ امپراطوری را به چشم ندید ؟ 


فقر، اختلاف طبقاتی و سیستم فئودالی در چین غوقا می کرد.  بیش از نیمی از سرمایه کشور در اختیار دو درصد اقلیت ماندارین ها و ثروتمندان چین بود. خاندان چینگ فاقد صلاحیت کافی در امور و اداره کشور بودند، از طرفی شورش های بسیاری توسط روستاییان در نقاط مختلف کشور رخ می داد که مشهور ترین آنها را به نام قیام بزرگ تای پینگ می شناسیم. 


سرانجام یکی از این شورش ها در سال ۱۹۱۱ کارساز شد، و با مرگ امپراطور؛ کودک سه ساله ای به نام  pu yield  امپراطور تمام چین شد.  اما با تهدید و ایجاد ترس ژنرال ها و جمهوری خواهان،  این امپراطور سه ساله به شهر ممنوعه تبعید شد تا در آنجا برای سه هزار نفر از تبعید شدگان امپراطور بماند و هیچ وقت اجازه خروج از شهر ممنوعه و قصر را نداشته باشد ! سون یات سن از رهبران جوان جمهوری خواه، رییس جمهور موقت چین شد. و از این رو امپراطوری در چین رخت بر بست. 


اما چرا فیلم آخرین امپراطور را دیوانه وار دوست دارم ؟ این فیلم به بررسی دقیق زندگی آخرین امپراطور چین از روز تاج گذاری تا به مرگ می پردازد. 


یکی به جبر، فقیر زاده می شود، و دیگری به جبر، امپراطور، اسیر در قصری که هرگز از آن رهایی نخواهد یافت. امپراطور خردسال از کودکی داغ خروج از قصر را در دل می پروراند، اما هیچ گاه این اجازه به او داده نمی شود. سر انجام در خلل انقلاب های پی در پی چین ( بحث مفصلی است و می توان هر انقلاب چین را جداگانه بررسی کرد ) امپراطور از قصر اخراج شده و به شهری دیگر تبعید می شود. 


پو،  منچوری است. منچور ایالتی در شمال شرقی چین است که پیش تر در جنگ هایی ساختگی توسط ژاپن و به  بهانه حادثه ماوک به تصرف و اشغال ژاپن در آمد و به نام مانچوکوئو و یا مانشو تغییر نام داد.


 هیروهیتو، پسر جوانی بود که با مرگ پدر در ژاپن به امپراطوری رسیده بود؛ اختلاف سنی کم دو امپراطور موجب آن گشت تا امپراطور  خلع شده چین به سمت ژاپن گرایش پیدا کند. 


ژاپن در جنگ جهانی دوم در گروه متحدین با نازی ها قرار گرفت، پو از سال ۱۹۳۲ رهبری سه ایالت شمال شرقی مانشو در چین را بر عهده گرفت و علیرغم آن که زاده پکن بود به اختلاف پراکنی با چین دامن بخشید. فیلم آنقدر طولانی و پر از عظمت است که نتوانم جنبه های مختلف آن را به درستی وصف کنم. البته در فیلم آخرین امپراطور بیشتر شاهد صحنه های تاریخی هستیم، و بدون اطلاعات قبلی نمی توانیم فیلم را کاملا درک کنیم. فکر می کنم پس از خواندن این یادداشت بتوانید با این شاهکار اشک بریزید و آن را راحت تر بفهمید. داستان در زندانی در چین پس از دستگیری امپراطور پیش از فرار به کره روایت می شود.




 او پس از ده سال حبس در زندان، سر انجام توسط دولت چین بخشیده شد و به شغل باغبانی روی آورد. با وجود اینکه در دربار خود دو همسر داشت، پس از آنکه همسرانش او را ترک کردند. در سال ۱۹۶۲،  با پرستاری ازدواج کرد و پنج سال بعد هم مرد. 


پو، زندگی سختی را گذراند و چند باری در این مسیر دست به خودکشی زد. او را غمگین ترین پادشاه دنیا می نامند، پادشاهی که در حصر خانگی ماند؛ هیچ گاه خود تصمیم گیرنده نبود، و در غم نبود مادر و پدر، در حسرت توجه و عشق واقعی ماند. 


چقدر خوب خواهد بود اگر از دریچه های مختلف به زندگی نگاه کنیم، هنگام دیدن این فیلم خودتان را جای امپراطور جوان تصور کنید .... 



دوستتان دارم 



با تواضع 


محمد یوسفی آرامش

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
من محمد هستم، به احتمال زیاد اگر در سال 1804 میلادی به دنیا می آمدم، به نهضت ناپلِون بناپارت می پیوستم. ممکن بود حتی یک المانی باشم و در اوج تورم سال 1917 میلادی به دنیا بیایم و با پول هایی که پدرم از سر کار می آورد بادبادک درست کنم. چه کسی می داند ؟ شاید برای رهایی از سرنوشت شوم کمونیسم، هنگام فرار از برلین شرقی، برای رسیدن به معشوقه ام در آن سوی دیوار ها با شلیک سربازی روس کشته می شدم. شاید این متن را حدود نود سال پیش می نوشتم و توسط زیگموند فروید متهم می شدم به اتفاقی در کودکی ام و ارتباط آن با مرگ !

در هر حال، می توانستم هر محمدی به غیر از امروز باشم. اما الان، همین محمدی هستم که برای شما می نویسد، زندگی ام را دوست دارم. برای تک تک روزهایی که ساخته ام جنگیده ام، درک کردم که مهم ترین لحظات زندگیمان در گذرند، و مهم ترین کار و روز من در زندگی، همین کارهای کوچک فرداست. تلاش کردم که یاد بگیرم، به درستی تجربه کنم، بیاموزم و دنیای بهتری بسازم.


ممنونم که برای دوست کوچک خودتان وقت می گذارید و نوشته هایش را می خوانید.

دوستتان دارم

با تواضع

محمد
Designed By Erfan Powered by Bayan