وبسایت روزنوشت های محمد یوسفی آرامش

سخنران و معلم ارتباطات، بازرگان ایرانی و فعال سیاسی و اقتصادی

شی هوانگ تی و سربازان سفالی !

شی هوانگ تی  و سربازان سفالی 

چین در  دوران حکومت های متخاصم



1045 سال قبل از میلاد مسیح ، آنگاه که حکومت چو در جنگی در نزدیکی مرزهای رود زرد حکومت شانگ چین را نابود کرد و پیروزی  خود را جشن می گرفت شاید هیچ وقت فکرش را هم نمی کرد که چند صد سال بعد قرار است به همان دلیل نابود شود و  بنیان اصلی حکومت خود را از دست دهد. به مهم ترین دلیل  دوران محوری  حکومت چین :

شمنیسم. 

چینی ها علاقه بسیاری به خرافات و نیروهای ماورالطبیعه داشتند، آنها پادشاه را از نزدیکان خدا می دانستند و معتقد بودند که این پادشاه است که می تواند با مذاکره با خدا از بارش باران و طوفان های بسیار بد آن دوران شرایط آب وهوایی چین  جلوگیری کند. 


بستگی به شانس پادشاه داشت که هر چند وقت یک بار  طوفانی سخت به جان حکومتش بیافتد و مردم چین به این دلیل که خداوند از پادشاه راضی نیست حکومت او را سر به نیست کنند.شاید بتوانم به جرات بگویم چین حدود یک هزار سال با این روش زیست و این خود  مهم ترین دلیل  سرنگونی و ضعیف شدن حکومت شانگ و چو در حدود  هزار  الی  هفتصد سال قبل از میلاد مسیح است. 


بعد از حکومت چو وضعیت  چین بهم ریخت و حکومت گسترده آنها در نزدیکی رود زرد تبدیل به چندین ایالت شد. گویا قرار شد هر  ایالت با قدرت خود حکومتی را تحت کنترل خود نگاه دارد.درباره این که چه اتفاقاتی باعث شد در آن سالها  فرمانداران چو آنقدر گستاخ شوند که همگی اعلام حکومت شخصی کنند اطلاعات زیادی ندارم.اما در دورانی که  حتی تلگراف هم وجود نداشته است،با مسافت نجومی چین این رویداد تا حد بسیاری  رویایی  به نظر می رسد و به احتمال زیاد در طی چند سال رخ داده است. و در تاریخ در چندین مرجع ثبت شده است.


 آنچه که این داستان را جذاب تر می کند انقلاب شی هوانگ تی است که در حدود 200 سال قبل از میلاد تمامی حکومت های متخاصم چین را تحت تسخیر خود در می آورد. معتقدم که در تاریخ از ارزش های  او  کم گفته اند، او را پادشاهی  شمن باور می دانند و اینکه اعتقادات ماورالطبیعه ای بسیاری در سر  داشت. آنچه که در وجود این پادشاه مرا به وجد می آورد تلاش های بی پایان او برای زنده کردن حکومت خود در چین است. 



با کلیک بر روی ادامه مطلب می توانید ادامه این موضوع را بخوانید.




حکومتی که او پایه گذارد بیش از 400 سال تمام دوام آورد. اما خود او بیشتر از چند سال حکومت نکرد و توسط  یک آیین عجیب و زیاده خوری در نوشیدن مرد. شی هوانگ تی  معنای واقعی  کیفیت در  کمیت  است. او موفق شد با 700 هزار کارگر  یک کانال و شبکه ی آبی در چین ایجاد کند، همچنین برای مقابله با  بیابانگرد ها ( به نقل از چند کتاب تاریخی، بربرها ) موفق به ساخت دیوار رویایی چین در کوتاه ترین زمان ممکن است. دیواری که امروزه با طولی بسیار یکی از مهم ترین نماد تاریخی و گردشگری  چین است. افرادی چون او که عاشق  ساخت و ساز های بزرگ  بوده اند در  تاریخ کم نیستند. پادشاهان عثمانی ، پادشاهان بابل ، داریوش در ایران و ... 


اتی از مخالفین جدی  کنفوسیوس بود و گفته می شوند که سخت ترین شرایط را برای وی و پیروانش مهیا کرد. یکی از کارهایی که حکومت وی را در یاد مورخین ثبت کرده است. قبرستان عجیب اوست که در کنار  هفت هزار سرباز  سفالی  تقلبی  ایجاد شده . اینکه ساخت قبر او چند سال به طول انجامید را نمی دانم ، اما همین که او برای آن دنیا ارتشی  سفالی  آماده کرده، نشان از اعتقادات سخت و خرافاتی آن زمان دارد.چین در آن دوران شاید میراث زیادی را  برای مردم حال خود به ارمغان گذاشته باشد.اما این میراث حاصل سالها خراج ،  سختی و کار رایگان برای دولت است. چینی که بعد ها اسیر و گریبان کمونیسم شد... 

چینی که از سرنوشت شوم فِودالی و شمن باوری  خواهان تغییر شد، و در طی چند دهه چندین انقلاب پشت سر هم را تجربه کرد.


با تواضع 

محمد یوسفی آرامش 


ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
من محمد هستم، به احتمال زیاد اگر در سال 1804 میلادی به دنیا می آمدم، به نهضت ناپلِون بناپارت می پیوستم. ممکن بود حتی یک المانی باشم و در اوج تورم سال 1917 میلادی به دنیا بیایم و با پول هایی که پدرم از سر کار می آورد بادبادک درست کنم. چه کسی می داند ؟ شاید برای رهایی از سرنوشت شوم کمونیسم، هنگام فرار از برلین شرقی، برای رسیدن به معشوقه ام در آن سوی دیوار ها با شلیک سربازی روس کشته می شدم. شاید این متن را حدود نود سال پیش می نوشتم و توسط زیگموند فروید متهم می شدم به اتفاقی در کودکی ام و ارتباط آن با مرگ !

در هر حال، می توانستم هر محمدی به غیر از امروز باشم. اما الان، همین محمدی هستم که برای شما می نویسد، زندگی ام را دوست دارم. برای تک تک روزهایی که ساخته ام جنگیده ام، درک کردم که مهم ترین لحظات زندگیمان در گذرند، و مهم ترین کار و روز من در زندگی، همین کارهای کوچک فرداست. تلاش کردم که یاد بگیرم، به درستی تجربه کنم، بیاموزم و دنیای بهتری بسازم.


ممنونم که برای دوست کوچک خودتان وقت می گذارید و نوشته هایش را می خوانید.

دوستتان دارم

با تواضع

محمد
Designed By Erfan Powered by Bayan