وبسایت روزنوشت های محمد یوسفی آرامش

معلم کوچک زندگی و ارتباطات

ایران بدون دلار، ممکن اما پر مشقت

ایران بدون دلار، ممکن اما پر مشقت


بزرگترین لطف ترامپ به ایران


  نزدیک به چهار هفته است که دلار دستخوش سیری صعودی است و در این روزنامه  نیز به این موضوع مفصل پرداخته شد، اما گمان می برم همچنان بحثی  وجود دارد که علیرغم گذشت سی سال بررسی و تحقیق در مورد آن، بی توجه مانده و می توان بیشتر در مورد آن بررسی کرد.  این موضوع مهم چیزی نیست جز تغییر ارز مبادلاتی جمهوری اسلامی ایران . 


رییس کل بانک مرکزی پیش تر در مصاحبه ای "تلگرام" و حواشی ایجاد شده در آن را عامل اصلی تغییر نوسان در دلار دانست؛ اما با فیلتر شدن این پیام رسان شاهد بودیم که نه تنها تغییر مثبتی ایجاد نشد، بلکه در کنار دیگر مساِل مطرح، دلار به سیر صعودی خود ادامه داد. نزدیک به سی میلیارد دلار ارز در هفته های پایانی سال نود و شش از کشور خارج شد و حجم بسیاری ارز نیز  در خود کشور به شکل آزاد سرگردان است. 


تصمیمات احساسی مردم برای خرید دلار نیز تشنج جدی ای را در عرضه و تقاضا پدید آورد. از طرفی ترامپ از بدو ریاست جمهوری بر خاکستر آتش روابط ایران و آمریکا می دمید و کم کم به آن  جانی دوباره می بخشید و تصمیم جدی او برای خروج از برجام نیز تعجب بسیاری را برانگیخت و برای بسیاری دیگر نیز قابل پیش بینی بود. در هر حال نمی توان اثرات زیاد برجام را نادیده گرفت و سیاست اجرایی هر کشوری می تواند با حضور دولت جدید دستخوش تغییراتی بنیادی شود، این چیزی نیست که تنها مخصوص آمریکا باشد و در ایران هم به وفور آن را تجربه کرده ایم. اما سوال اساسی این است که آیا خروج آمریکا از برجام، پایان همه چیز است ؟



مطمینا جواب خیر است.شاید یکی از انتقادات همیشگی نگارنده به سیاست های کلان کشور مبادلات ارزی جمهوری اسلامی با دلار باشد. مادامی که با سیاست گذاری های کلان یک کشور در جنگ و مخالفت هستیم، استفاده از ارز مبادلاتی همان کشور آیا نتیجه ای جز وابستگی پدید می آورد ؟ هم این می شود که با هر تهدید و رجز خوانی می توانند اقتصاد کشور را تحت تاثیر قرار دهند و حتی برای مدتی آن را فلج کنند. 


البته که جمهوری اسلامی پیش تر بارها با تحریمات مختلف رو به رو شده و دور زدن تحریم ها توسط ایران یکی از دلایل کلیدی اوباما برای مذاکره و امضا برجام  بود. اما معتقدم که این رشته از یک جایی به بعد باید با تصمیمی مهم و تاریخی شکسته شود و تکرار این روند نتیجه ای جز استراتژی شکست خورده فیل سفید در مدیریت به بار نخواهد آورد. علیرغم آن که نتیجه یک موضوع بارها برای ما اثبات شده است، انتظار به امید بهبود روابط، اتلاف وقت است. 


 نه جمهوری اسلامی و نه  ایالات متحده آمریکا، در طی این سالیان سیاست های کلان اجرایی خود را تغییر نداده اند و هر بار با تغییر دولت ها نتایج مختلفی را شاهد بوده ایم، از این رو منطقی به نظر می رسد اگر مسِولان کشورمان و اقتصاد دانان با جلساتی مکرر تغییر ارز مبادلاتی کشور را در برنامه ای مدون و بلند مدت در دستور کار قرار دهند. جمهوری اسلامی باید بتواند نهایت استفاده را از این لطف ترامپ ببرد و برای سازندگی تلاش کند.این اولین بار نیست که قطع روابط در سطح گسترده صدماتی را به هر دو اقتصاد می زند. باور قلبی دارم اتحادیه اروپا برای حفظ ارزش بورو در هر صورت در برجام می ماند و این فرصت مناسبی برای ماست تا در بستری بدون استرس کمتر اقتصادمان را قرار دهیم.


تصور تهران بدون دلار، چیزی رویایی و خارج از ذهن نیست و انکار نمی کنم که کاری بسیار سخت و پر مشقت است و باید با برنامه ریزی دقیق و اصولی پیش رود.  ارزهایی چون یورو که امروزه در دنیا بسیار پیشتاز هستند و حتی از دلار هم پیشی گرفته اند، برای حذف قدرت انحصاری آمریکا کارآمد بوده اند و اثبات کرده اند که می توان بدون وابستگی مستقیم نیز موفقیت کسب کرد. با وجود خروج آمریکا از برجام، دیگر متحدین همچنان بر توافق انجام شده حسن نظر دارند. ادامه برجام با اروپا می تواند یکی از آلترناتیو های موجود برای جمهوری اسلامی باشد و رقابت شدید یورو و دلار در جهان، موجب آن شود که مسولان کم کم به فکر ایجاد تغییراتی بنیادین در ارز مبادلاتی کشورمان بیافتند. از هموطنان شریفم خواهشمندم تا با تصمیمات احساسی برای خرید دلار، در دام جنگ ارزی ایجاد شده توسط ایالات متحده آمریکا نیافتند تا بتوانیم این بحران را هم به  سلامت پشت سر بگذاریم.


محمد یوسفی آرامش 


فعال اجتماعی

  • نظرات [ ۰ ]
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
من محمد هستم، به احتمال زیاد اگر در سال 1804 میلادی به دنیا می آمدم، به نهضت ناپلِون بناپارت می پیوستم. ممکن بود حتی یک المانی باشم و در اوج تورم سال 1917 میلادی به دنیا بیایم و با پول هایی که پدرم از سر کار می آورد بادبادک درست کنم. چه کسی می داند ؟ شاید برای رهایی از سرنوشت شوم کمونیسم، هنگام فرار از برلین شرقی، برای رسیدن به معشوقه ام در آن سوی دیوار ها با شلیک سربازی روس کشته می شدم. شاید این متن را حدود نود سال پیش می نوشتم و توسط زیگموند فروید متهم می شدم به اتفاقی در کودکی ام و ارتباط آن با مرگ !

در هر حال، می توانستم هر محمدی به غیر از امروز باشم. اما الان، همین محمدی هستم که برای شما می نویسد، زندگی ام را دوست دارم. برای تک تک روزهایی که ساخته ام جنگیده ام، درک کردم که مهم ترین لحظات زندگیمان در گذرند، و مهم ترین کار و روز من در زندگی، همین کارهای کوچک فرداست. تلاش کردم که یاد بگیرم، به درستی تجربه کنم، بیاموزم و دنیای بهتری بسازم.


ممنونم که برای دوست کوچک خودتان وقت می گذارید و نوشته هایش را می خوانید.

دوستتان دارم

با تواضع

محمد
Designed By Erfan Powered by Bayan