وبسایت روزنوشت های محمد یوسفی آرامش

سخنران و معلم ارتباطات، بازرگان ایرانی و فعال سیاسی و اقتصادی

روزنامه ابتکار - محمد یوسفی آرامش

صفحه اول روزنامه ابتکار به قلم محمد یوسفی آرامش 

اینترنت ملی از رویا تا واقعیت

لینک سایت جدید محمد یوسفی آرامش

   خبر کوتاه بود و بهت آور؛ اینترنت ایران قطع شد ! علیرغم این که مسئولین جمهوری اسلامی تلاش کردند، در مصاحبه های مختلف اعلام کنند که اینترنت قطع نشده و مردم می توانند از سایت های داخل کشور استفاده کنند؛ اما اگر بخواهیم با تعاریف جهانی به مسئله نگاه کنیم. اینترنت در ایران قطع شد ! نه 24 ساعت، بلکه بیش از 160 ساعت قطعی اینترنت، نزدیک به 220 ساعت قطعی اینترنت موبایل و یک هفته قطعی کامل آن !

اینترنت در تعریف درست، سامانه ای جهانی از شبکه های رایانه ای پیوسته به هم است. یعنی با این تعریف آنچه که ما در آبان ماه تجربه کردیم، اینترانت، شبکه ملی اطلاعات و یا در تعریف عموم  اینترنت ملی بود !  


 

برای خواندن ادامه مطلب روی، ادامه مطلب کلیک کنید.

حرکت مقامات کشورمان در قطع ارتباط ایران با جهان، آنقدر سریع، غیرمنتظره و پیچیده بود که روزنامه لوموند فرانسه قطع اینترنت در ایران را بی پیشینه و ساختاری به شدت پیچیده معرفی کرد.

آنچه که تجربه کردیم، به نقل از منابع مختلف بیش از 3600 میلیارد تومان خسارت وارد آورد، نت بلاکس اما آمار این قطع ارتباط را در اصلاحیه دوم خود 60 میلیون دلار خسارت روزانه اعلام کرد. زرین پال اعلام کرد که میزان تراکنش آن از 100 هزار تراکنش به 8 هزار کاهش یافته، تخفیفان 90 درصد کاهش فروش را تجربه کرده و درآمد شرکت پست جمهوری اسلامی نزدیک به 40 درصد کاهش یافته است. این تنها چند آمار کوچک از صدمه بزرگی است که قطع ارتباط با جهان به کسب و کارهای ایرانی متحمل کرد. قطع گوگل اما غیر قابل باور بود، تمامی سایت های مشابه ایرانی در این آزمون شکست خوردند و هیچ یک نتوانستند به نیازهای مردم پاسخ دهند.

 

صدمات آنقدر زیادند که نگارنده نمی تواند در یک یادداشت کوتاه به آنها بپردازد، اما مهم ترین صدمه از بین رفتن امید در جامعه بود. چندی نگذشت که بحث اینترنت ملی در افکار عمومی به صورت گسترده مطرح شد و با حمایت و مصاحبه های مختلف مقامات جمهوری اسلامی رو به رو شد. طرحی که از سال 1384 کلید خورد و آنچه که تجربه کردیم، تجربه ای از نسخه اولیه اسپلینترنت آن بود. نگارنده انتقادات جدی و مهمی به طرح شبکه ملی اطلاعات دارد، که در این یادداشت تنها به بخشی آن خواهد پرداخت.

اینترانت تنها مخصوص ایران نیست، کوانگ میانگ در کره شمالی، رد کوبانا در کوبا و رانت در روسیه از نمونه های مطرح آن در جهانند، چین اما از نوع دیگری از اینترنت استفاده می کند که گلدن شیلد نام دارد. رسانه های ملی موافق "شبکه ملی اطلاعات" ( به عقیده نگارنده بر خلاف نظر متخصصان، واژه اینترنت ملی درست تر است ) در روزهای اخیر سخت تلاش کردند تا با مثال هایی از این دست که کره جنوبی هم از اینترنت ملی استفاده می کند و به شدت پیشرفته است سعی در اقناع مردم داشته باشند! امیدورام که باری دیگر، با تصمیمی احساسی، سریع و بدون برنامه در دام مقایسه و توهم پیشرفت نیافتیم. نمی توان چین، کره جنوبی و یا حتی آلمان را با ایران مقایسه کرد. انجام دادن هر پروژه بزرگی، نیاز به نگاه سیستماتیک دارد، باید به یک کشور از تمامی جنبه ها نگاه کرد، نه تنها از یک قاب ! نگاه از یک قاب و تاکید بر روی این که تنها تصمیم من درست است، نتیجه اش می شود سروش، گپ و بله ! هرچه قدر هم این پیام رسان ها خودشان را موفق بدانند، در مقایسه با استفاده و خواسته اکثریت جامعه با شکست رو به رو شده اند.

 

وزیر ارتباطات در مصاحبه ای کسانی که از لفظ اینترنت ملی استفاده می کنند را ناآگاه خواند و اعلام کرد که این افراد نمی خواهند دستاورد جوانان ایرانی را ببینند. سوال اصلی و اساسی اینجاست که وقتی مردم در نسخه اولیه این طرح، هفت روز تمام قطع ارتباط با جهان را تجربه کرده اند؛ چگونه می توانند که نام این پروژه را اینترنت ملی خطاب نکنند ؟! فراموش نکنیم که نگاه امروز جامعه نتیجه سیاست گذاری های اجرایی است که در طول این سالیان دیده اند.

نگارنده انکار نمی کند که شبکه ملی اطلاعات می تواند در سرعت و کاهش هزینه های ملی تاثیر بگذارد. اما هیچ مقامی در جمهوری اسلامی تا به امروز به صورت شفاف و روشن از این طرح با مردم صحبت نکرده است. اجرای این طرح نیز کاملا مانند اعلام سهمیه بندی بنزین رخ داد. از همین رسانه وزیر ارتباطات را به مناظره در یک رسانه غیردولتی در خصوص معایب اینترنت ملی دعوت می کنم. مهم ترین اصلی که در شبکه ملی اطلاعات نادیده گرفته می شود، فرهنگ سازی است. در خصوص استفاده از سایت های فیلم آنلاین می بینیم که تا درصد بالایی به موفقیت رسیده اند. چرا ؟ چون فرهنگ آن در لایه های عمیق جامعه وجود داشته است و با استقبال جوانان رو به رو شده است، این می شود نمونه موفقی از یک اینترانت ملی، اما در دیگر موارد چطور؟. آیا واقعا پروژه شبکه ملی اطلاعات به تنهایی ارزش بیش از 19 هزار میلیارد تومان سرمایه گذاری را دارد ؟ وزیر ارتباطات اعلام کرده اند که قرار نیست اینترنت قطع شود و مردم می توانند در کنار اینترانت از اینترنت هم استفاده کنند. سوال اساسی این است، که اگر این حق وجود دارد. چرا باید به جای گوگل که به روزترین الگوریتم های جستجوی دنیا را دارد از سایت دیگری استفاده کنیم ؟ چند هزار سرور باید داشته باشیم تا نمونه مشابه ای مثل گوگل را بسازیم ؟ چند هزار نفر سخت کار می کنند تا الگوریتم بزرگترین هوش مصنوعی جهان را بنویسند ؟ الگووریتمی که به شدت سخت به دست می آید. گوگل اما یک  مثال ساده قابل درک است، این سوال و پرسش را می توان به موارد بسیار زیادی تعمیم داد که در این یادداشت نمی گنجد. وابستگی اقتصاد اینترنتی به دولت اشتباه محض است، کدام شرکت بزرگ اینترنی دنیا به دولت وابسته است ؟ دولتی که در حال حاضر هنوز کسری بودجه دارد چطور می تواند به سامانه های جدید در اینترانت کمک کند تا رشد کنند ؟ چه قدر اینترانت می تواند امنیت زندگی خصوصی مردم را تامین کند ؟ اولین اصلی که باید یاد بگیریم "شفاف سازی" است. دولت تدبیر و امید بر خلاف همه شعارهایی که داد و حمایتی که از ما اصحاب رسانه به دست آورد، هیچ شفافیتی به مردم ارائه نداده است. مهم ترین نگرانی نگارنده و مردم ایران، سیاست های اصلی پشت شبکه ملی اطلاعات است، از مقامات مربوطه می خواهیم که شفاف درباره چرایی و چگونگی اجرای این طرح با مردم صحبت کنند.

محمد یوسفی آرامش

فعال اجتماعی  

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
من محمد هستم، به احتمال زیاد اگر در سال 1804 میلادی به دنیا می آمدم، به نهضت ناپلِون بناپارت می پیوستم. ممکن بود حتی یک المانی باشم و در اوج تورم سال 1917 میلادی به دنیا بیایم و با پول هایی که پدرم از سر کار می آورد بادبادک درست کنم. چه کسی می داند ؟ شاید برای رهایی از سرنوشت شوم کمونیسم، هنگام فرار از برلین شرقی، برای رسیدن به معشوقه ام در آن سوی دیوار ها با شلیک سربازی روس کشته می شدم. شاید این متن را حدود نود سال پیش می نوشتم و توسط زیگموند فروید متهم می شدم به اتفاقی در کودکی ام و ارتباط آن با مرگ !

در هر حال، می توانستم هر محمدی به غیر از امروز باشم. اما الان، همین محمدی هستم که برای شما می نویسد، زندگی ام را دوست دارم. برای تک تک روزهایی که ساخته ام جنگیده ام، درک کردم که مهم ترین لحظات زندگیمان در گذرند، و مهم ترین کار و روز من در زندگی، همین کارهای کوچک فرداست. تلاش کردم که یاد بگیرم، به درستی تجربه کنم، بیاموزم و دنیای بهتری بسازم.


ممنونم که برای دوست کوچک خودتان وقت می گذارید و نوشته هایش را می خوانید.

دوستتان دارم

با تواضع

محمد
Designed By Erfan Powered by Bayan