وبسایت روزنوشت های محمد یوسفی آرامش

سخنران و معلم ارتباطات، بازرگان ایرانی و فعال سیاسی و اقتصادی

اطلاعیه حضور در دانشگاه ملی گیلان

سخنرانی محمد یوسفی آرامش در دانشگاه ملی گیلان


محمد یوسفی آرامش با حضور در رویداد ملی مناظره دانشجویان ایران، در دانشگاه ملی گیلان به مخالفت با فیلترینگ تلگرام پرداخت. وی در سخنرانی خود با انتقادات جدی به قوه قضاییه و نقش آن در فیلترینگ تلگرام، با اشاره به نظرسنجی سازمان ایسپا اعلام داشت که فیلترینگ تلگرام یک فاجعه بزرگ ملی بود و باری دیگر نشان داد که سیاست های محدود کننده و دستوری در مغایرت جدی با دموکراسی است و کارآمد نخواهد بود. 



محمد یوسفی آرامش در سخنرانی خود افزود که پس از فیلترینگ تلگرام، همچنان 47 درصد مردم ایران ( از 67 درصد که به اینترنت دسترسی دارند)، از تلگرام استفاده می کنند. 


وی این موضوع را یک شکست بزرگ دانست و اعلام کرد که بارها در صفحه اول روزنامه های کشور از قوه قضاییه خواسته است تا در این تصمیم  تجدید نظر کنند. وی افزود که آمار استفاده از واتس اپ در شش ماه گذشته از 12 درصد به 32 درصد رسیده است و اینستاگرام نیز از 17/7 درصد به رشدی بالای 31 درصد رسیده. این نشان دهنده آن است که مردم هیچ رغبتی به شبکه های ملی نشان نمی دهند و با فیلترینگ تنها مردم را از یک شبکه خارجی به شبکه ای دیگر هدایت می کنیم. او اعلام داشت که فیلترینگ یک سیکل معیوب و شکست خورده است و تنها مردم را هر روز بیشتر از دیروز از حکومت دور می کند. 


آرامش در گفتگو با خبرگزاری تسنیم مطرح کرد :


برای خواندن ادامه این گزارش، روی گزینه ادامه مطلب کلیک کنید.


اطلاعیه سخنرانی

* اطلاعیه 

سخنرانی محمد یوسفی آرامش در جمع فعالان کسب و کارهای مازندران 


" عبور از بحران اقتصادی ایران " 


  • نظرات [ ۰ ]

روزنامه ابتکار - خودکشی با سرنگ فیلترینگ

روزنامه ابتکار - خودکشی با سرنگ فیلترینگ

محمد یوسفی آرامش، فعال اقتصادی * هفته گذشته، هفته سختی برای استارت‌آپ‌های ایرانی بود. هم برای استارت‌آپ‌هایی که در حوزه گردشگری فعالیت می‌کردند و هم برای آن دسته‌ای که با هزار امید و آرزو با شرایط و بحران سخت اقتصادی کشور کسب و کاری را متولد کرده‌اند و هر بار توسط نهاد‌های نظارتی و اجرایی نا‌امید‌تر می‌شوند. 



اما داستان چه بود؟ در چند روز گذشته در «ابتکار» اشاره کوتاهی به آن داشتیم. بیش از 180 استارت‌آپ حوزه گردشگری به درخواست سازمان هواپیمایی کشور و دستور دادستان کشور فیلتر شده‌اند‌! فاجعه آنجاست که تعدادی از این استارت‌آپ‌ها دارای مجوز از سازمان مربوطه بوده‌اند، تعدادی دیگر نیز به عنوان شریک تجاری برای سایت‌های دارای مجوز بلیط تهیه می‌کردند و گروهی دیگر نیز به بررسی مقایسه قیمت‌ها در سایت‌های مختلف فروش بلیط می‌پرداختند. 
با این حال، بدون جدا کردن هیچ یک از این استارت‌آپ‌ها از یک دیگر، تمامی آنها فیلتر و ضرر و زیان مالی بسیاری را متحمل شده‌اند. سوال اساسی این است که چه کسی قرار است پاسخگوی این اشتباه باشد؟ فیلترینگ سایت‌هایی که مجوز داشته‌اند و یا به عنوان پارتنر تجاری همکاری می‌کردند چرا باید رخ دهد؟ مشکل آنجا عمیق‌تر می‌شود که بدون هیچ اطلاع‌رسانی، ناگهان تعداد زیادی کسب و کار فیلتر شدند. 


به عنوان کسی که خود سالها در اقتصاد این کشور کار کرده و امروز هم مالک یک استارت‌آپ است نگرانی‌ها و مشکلات جدی صاحبان کسب و کارهای نوپا را مطرح می‌کنم. فیلترینگ، شوک و تشنجی جدی به استارت‌آپ‌های ایرانی بود که به موجب این اتفاق و به نشانه اعتراض موجب به وجود آمدن کمپین‌هایی مثل «من کارآفرین هستم، فیلتر نکنید» شد. از همه عجیب‌تر تناقضات گفتاری مسئولان کشور با عملشان است. 

بسیاری از کسب و کارهای اینترنتی کشور برای رهایی از سخت‌گیری‌های بی‌دلیل در دنیای حقیقی، روی به کسب و کارهای اینترنتی آورده‌اند و حال در کمال شگفتی اینگونه فیلتر می‌شوند. وقتی که چشم انداز سال 1404 ایران را درآمد 30 میلیارد دلاری از گردشگری معرفی می‌کنیم، باید بپذیریم که بدون کمک از اینترنت هیچ‌گاه نمی‌توانیم حتی این رویا را در خواب هم ببینیم. مسئولان ما هنوز هیچ درک صحیحی از کارکرد اینترنت ندارند و سخت‌گیری‌های بیهوده در صدور مجوزات الزامی تنها موجب شکل‌گیری مافیا در هر صنعتی می‌شود. وقتی صاحبان کسب و کار با گذشتن از فرآیند‌های بسیار سخت می‌توانند یک سری مجوز‏ها مثل «ای نماد» را دریافت کنند؛ دریافت دیگر مجوز‌ها تنها دور کردن آنها برای کسب موفقیت‌های بیشتر است. این نشان‌دهنده آن است که بسیاری از مسئولان بالا دستی از اهمیت و نقش اینترنت در رونق اقتصادی یک کشور آگاه نیستند و با سخت‌گیری‌های بیهوده و تعریف پروسه‌های ناکارآمد تنها کشور را هر روز به عقب‏تر هدایت می‌کنند. کارآفرینان اینترنتی از طولانی بودن فرآیند دریافت مجوز در سازمان‌های خاص بسیار دلخور هستند و شیوه اجرایی و صدور این مجوز‌ها را ضعیف می‌دانند. 
هرچند، تعداد کمی از سایت‌های فیلتر شده، رفع فیلتر شدند؛ اما اتفاقات هفته گذشته، با توجه به شرایط اقتصادی کشور یک خودکشی بود. بسیاری از استارت‌آپ‌ها را دلسرد و نگران کرد، ضرر مالی زیادی به کسب و کارهای حوزه گردشگری وارد کرد، بدون هیچ اطلاعی از قبل، موجب تلف شدن سرمایه جوانانی شد که با هزار امید همه سرمایه زندگیشان را برای ساختن آینده‌ای بهتر خرج کرده بودند و حال باید پیش روی کامپیوترشان به یک صفحه فیلتر شده خیره شوند و در شرایطی که برای کشور کاری انجام نمی‌دهیم، حداقل پیش روی کسب و کارهای نوپا سنگ نیاندازیم. 


این در حالی است که پیش‌تر آذری جهرمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، سال گذشته با تشکیل یک کمیته ویژه در دولت اعلام کرده بود که دیگر این اتفاقات تکرار نخواهد شد! اما با نقش داشتن سازمان هواپیمایی در فیلترینگ اخیر، تمام نقش این کمیته زیر سئوال رفت. به نظر می‌رسد جلسه شورای عالی مجازی به ریاست حسن روحانی مصوبات جدیدی در این رابطه داشته که طی آن قوه قضاییه به منظور صیانت از اشتغال باید به کسب و کارهایی که دارای اشکال هستند فرصتی برای رفع اشکال دهد و ناگهان دست به فیلترینگ استارت‌آپ‌ها نزند. امید که این مصوبات در عمل به درستی اجرایی و موجب توسعه و ارتقا کسب و کارهای کشور شوند.

  • نظرات [ ۰ ]

پشیمان ها ! - روزنامه ابتکار

صفحه اول روزنامه ابتکارمنتشر کرد؛ 


پشیمان ها، 

بررسی محبوبیت نزولی دولت روحانی !


محمد یوسفی آرامش*- یک سال از انتخابات ریاست جمهوری گذشته است. تدبیر و امید با پیشتازی چند میلیونی و محبوبیت حداکثری خود توانست کرسی قدرت را در دستگاه مجریه بر دست گیرد و چهار سال دیگر تصمیم گیرنده سیاست های کلان کشور باشد. اینکه چه محرک هایی موجب آن شد که حسن روحانی چه در دوره قبل و چه در این دوره به ریاست جمهوری برسد، آشکار است و در بحث و قلم نگارنده در این یادداشت نمی گنجد.


آنچه که در این میان حیرت انگیز است، سیلی از انتقادات منفی به حسن روحانی است که هر روز بیشتر از قبل می شود و آخرین اعتراض آشکار آن نیز رد سفره افطار وی توسط سلبریتی ها بود. اما نمی توان از این اعتراضات و انتقادات تند به راحتی گذشت چرا که ریشه ای عمیق از جامعه شناسی را در میان آن می توان یافت. در رابطه با مردم کشورمان نکته ای حائز اهمیت است و آن این است که ما قادر هستیم در کمتر از چند روز و یا چند ساعت با غلبه احساس بر وجودمان و یا وابستگی به خطاهای ادراکی تصمیم خودمان را عوض کنیم.


یک روز عاشق کشتی گیری هستیم و سه روز بعد به او توهین می کنیم. یک روز بازیگری را می پرستیم و شبانگاه به صفحه اینستاگرام او هجوم می بریم.


اما غالب ترین و ملموس ترین این اتفاقات در روزهای اخیر درباره حسن روحانی، منتخب ملت ایران رخ داده است. او که سال پیش توانسته بود با غلبه بر موج های سیاسی به بالاترین میزان محبوبیت سیاسی خود برسد و از حمایت بازیگران و ورزشکاران برخوردار شود، شاهد یک نمودار نزولی است. در کشوری که بازیگر، ورزشکار و فعال اجتماعی آن در کمتر از یک سال می توانند حرف خود را آنقدر راحت پس بگیرند، شاهد یک فاجعه اجتماعی هستیم. فقدان مهارت تصمیم گیری، شناخت دقیق مسئله و غلبه احساس در جامعه موج می زند.


آیا غیر از این است که با پرسه زدن در شبکه های اجتماعی گمان ببریم که به اطلاعات کافی دست یافته ایم؟! و همه چیز را می دانیم ؟ توهم دانایی در شبکه های اجتماعی، خود شروع ندانستن است. آیا حقیقتا مشکل اصلی ما در رابطه با مسائل اقتصادی کشور با اعتراضات نمادین و بی هدف سلبریتی ها برطرف می شود؟! ریشه های اصلی افزایش ارز کشور در هفته های اخیر دقیقا چه چیزهایی بودند؟ از خودمان بپرسیم که چه قدر خود مردم در این روند تاثیرگذار بودند؟ چه کسانی با هجوم به صرافی ها و تجمعات بی دلیل، عرضه و تقاضا را دستخوش تغییراتی جدی کردند؟ باید به مسائل مهم یک کشور، سیستمی نگاه کنیم. منطقی نیست که در هر برهه زمانی برای مسائل کشور به دنبال یک قربانی باشیم. روحانی هم چون هر رئیس جمهوری تصمیمات و کارهای نکرده ای دارد که قابل نقد است اما راه نقد و مقابله با آن اعتراضاتی که امواج منفی به جامعه تزریق می کند نیست.


چرا ما درباره این چنین مسائلی خشمگین می شویم؟ 
مشکل اصلی بعضی چهره های شناخته شده و تاثیرگذار در جامعه، عدم مهارت تصمیم گیری و عدم تفکر سیستمی است.


هم این‌که در یک شب می توانیم تصمیم مهم و آینده ساز خود را عوض کنیم، هم اینکه می توانیم به عنوان یک بازیگر با چند میلیون دنبال کننده استوری بگذاریم که اشتباه کردیم، نشان از درک بالای ما در اعلام اشتباه ندارد! این به آن معناست که چقدر سطحی و احساسی به همه مسائل نگاه می‌کنیم. وقتی ملتی خود به چنین شکل عمل می کند، چطور از سیاستمدارانش انتظار عملی متفاوت دارد؟ 


در تله به دنبال قربانی گشتن گرفتار نشویم. اینگونه است که برای نجات لحظه ای کشور (با دیدی بسته و عدم توجه به آینده و نگاه سیستمی) یک روز ایده انتقال آب از دریای خزر را می دهیم! یک روز یارانه می دهیم! یک روز قطع می کنیم! یک شب تا صبح عوارض را سه الی چهار برابر می کنیم و گمان می بریم که فاجعه یک سیستم، یک شبه با تصمیم های لحظه ای ما تغییر می یابد؛ بدتر می شود که بهتر نمی شود. ما هنرمندان بزرگ انتقال مشکل از قسمتی از سیستم به قسمتی دیگر هستیم. واژه حل کردن مشکل در دایره لغات‌مان مفهوم پردازی نشده است. به دنبال قربانی و یا پاک کردن تمام صورت مسئله هستیم.


برای لحظه ای از خودمان بپرسیم، چرا باید از انتخاب روحانی پشیمان باشیم؟
اگر احساسی نگاه نکنیم، نقد به او در بسیاری از مسائل وارد و پذیرفته است.
آیا حقیقتا گزینه دیگری را که بتواند سیاست های مد نظر ملت را اجرا کند، پیش رو داشتیم؟


بد نیست بدانیم که تغییر در سطح کلان، با تغییر خودمان شروع می شود. وقتی خودمان ندانیم و تصمیم نگیریم، اجازه می دهیم که دیگران به ما بگوید که چه چیزی درست و غلط است. ایجاد موج منفی در این برهه های زمانی کشور، تصمیماتی احساسی بیش نیست که یکی از تاثیرات آن را در چند هفته اخیر در بازار ارز احساس شد. سلبریتی ها منافع ملی را فدای احساسات زودگذر خود نکنند و راهی مناسب تر برای اعتراضات خود پیدا کنند. مطالبه گری حق هر مردمی است اما باید راه درست آن را بیابیم.


* فعال اجتماعی

  • نظرات [ ۰ ]
من محمد هستم، به احتمال زیاد اگر در سال 1804 میلادی به دنیا می آمدم، به نهضت ناپلِون بناپارت می پیوستم. ممکن بود حتی یک المانی باشم و در اوج تورم سال 1917 میلادی به دنیا بیایم و با پول هایی که پدرم از سر کار می آورد بادبادک درست کنم. چه کسی می داند ؟ شاید برای رهایی از سرنوشت شوم کمونیسم، هنگام فرار از برلین شرقی، برای رسیدن به معشوقه ام در آن سوی دیوار ها با شلیک سربازی روس کشته می شدم. شاید این متن را حدود نود سال پیش می نوشتم و توسط زیگموند فروید متهم می شدم به اتفاقی در کودکی ام و ارتباط آن با مرگ !

در هر حال، می توانستم هر محمدی به غیر از امروز باشم. اما الان، همین محمدی هستم که برای شما می نویسد، زندگی ام را دوست دارم. برای تک تک روزهایی که ساخته ام جنگیده ام، درک کردم که مهم ترین لحظات زندگیمان در گذرند، و مهم ترین کار و روز من در زندگی، همین کارهای کوچک فرداست. تلاش کردم که یاد بگیرم، به درستی تجربه کنم، بیاموزم و دنیای بهتری بسازم.


ممنونم که برای دوست کوچک خودتان وقت می گذارید و نوشته هایش را می خوانید.

دوستتان دارم

با تواضع

محمد
Designed By Erfan Powered by Bayan